امروز دوباره خواهر و ممدسین اومدن خونمون
در واقع قرار بود ما بریم خونه اونا عید دیدنی
ولی مادر محترم باز دختر دردونه شو دعوت کرد!!!
شب قبل به کیمی پیام دادم که دو تا انتخاب داری،
یا تو بیا خونمون و یا ما بیایم...
که تازه صبح وقتی رسید خونه ما جواب داد دیگ من اومدم!😁
ناهار رو که هوسونه خواهر محترم و دمی باقلا زرد بود رو زدیم
و شام هم ماهی پلو با چوچاقی که شب عید نخورده بودیم رو به همراه آن دو کفتر عاشق میل نمودیم
و این بود خلاصه ای از چهارمین روز نوروز🌼