امروز بعد چند ماه گیوه رو دیدم و با هم رفتیم دانشگاه تهران و درباره اپلای و سفارت حرف زدیم
بعدش من گفتم بریم ورتا که نمیتونست و با کسی دیگ قرار گذاشت و نیومد منم گفتم تنها میرم
اگرچه قبلا بهم گفته بود که از فلان تا فلان ساعت ببینیم همو،
ولی فکر نمیکردم با کس دیگ هم قرار داره و یکم بهم برخورد!
خلاصه تنهایی از میدون ولیعصر تا ورتا رو رفتم و بهترین شیک عمرم رو خوردم با یه کیک رد ولوت
که چون چند ساعت هیچی نخورده بودم و گلوم خشک شده بود، برام مزه بهشت میداد و خیلی چسبید🤩
خداییش هم بهترین شیک رو تو تهران، ورتا میزنه به نظرم!👌
یه کم هم کتاب خوندم و پاشدم اومدم سمت خونه...ساعت دیگ حدودای 10 بود
شاید این دومین یا سومین باری بود که تنها کافه میومدم
با اینکه همیشه برام یکم دلگیرانه اس، ولی تجربه جدیدیه و خودت بودن برای خودت بودن، جالبه!
اونم تو جایی مثل ورتا که یه عااالم توش خاطره دارم
و دیگه یکی از پاتوق های همیشگی ام محسوب میشه😍