امروز با عشقای زندگیم، پدر و مادر قشنگم اومدیم پارک نزدیک خونه دوچرخه سواری
بالاخره سه تااایی اومدیم😍
مادر که اولش غر میزد و میگفت نمیام و کارهام میمونه، حالا که اومده بود، وِل کن دوچرخه نبود
و برای خودش تو هوای قشنگ و محیط دل انگیز پارک، عشق میکردهاااا...💕
خلاصه یه دو سه ساعتی دوچرخه سواری و پیاده روی کردیم و عکس گرفتیم و برگشتیم
تازه شهربازی پارک هم راه افتاده و تا نرفتم باید به زودی برم....😄
من بیچاره، یه عشق شهربازی ام که از راهنمایی تا حالا، یعنی حدود 14 15 ساله که شهربازی نرفتم...!😐
بالاخره باید عملیش کنم و چی بهتر از این که این شهربازی دوباره بازگشایی شده.
خلاصه که تا باشه ازین لحظه های خوش و ساده و دوست داشتنیِ خانوادگی و دوستانه💗