Fri 24 Nov 2023 ساعت 23:45 توسط 🍓 | 

این هفته، اینجا Thanksgiving بود و کل دانشگاه برای 10 روز
و ادارات و ... برای سه چهار روز تعطیلند.
و من که طبق معمول اول تعطیلات با خودم میگفتم که میترکونم و حسابی درس میخونم،
99/9 درصد این تعطبلات رو به استراحت گذروندم!
دیشب شب اصلی Thanksgiving بود و زری جون بهم زنگ زد که
ما داریم دور هم جمع میشیم با یه سری بچه های اینجا و شیکاگو و تو هم بیا
منم 50 50 بودم که برم یا نرم، ولی بالاخره رفتم :)
خودم تو تاریکی و خلوتی محضِ این شهر ارواح رفتم موقع برگشت زری رسوندم
نمیتونم بگم خیلی خیلی خیلی خوش گذشت و .... ولی خوب بود در کل😁
چون من به جز زری و خانوادش و چند نفر انگشت شمار،
خیلی با ایرانیای اینجا حال نمیکنم (به دلیل تجربه ارتباط های شیری که با هر کدوم داشتم
و اینکه بیشتر ایرانیای اینجا، یا شاید بشه گفت کلا خارج از کشور، خیلی نرمال نیستند و آدم های فازی ای هستند!).
شاید اگه نمیرفتم بعدا دلم میگرفت...
نگم از مامان زری که یه خانم مُسنِ گوگولی مهربونه و منو یاد مامان بزرگم میندازه!
انقدر کیوت و مهربونه که من پیشش نشسته بودم حال JJ رو ازم پرسید!
همین دیگه...
اینم از شب Thanksgiving من!😊

مشخصات
وقتی میخواهید
به گنجشکی غذا بدهید،
فرار میکند.
چرا که می داند
آزادی
با ارزش تر از نان است.

فریدون فرخزاد🤍